کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت ) امروز 10 مرداد ماه ، 1389
 

 
سايت قاريان قرآن.بزرگترين پايگاه تخصصي قرائت قرآن به زبان فارسي.تلاوت قرآن کریم موسیقی قرآن قرآن و موسیقی تلاوت قرآن قرآن ترجمه قرآن موبایل: تالار گفتمان

 
qquran.ir :: نمايش موضوعات - وقف و ابتدا

وقف و ابتدا

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   qquran.ir صفحه اول انجمن -> وقف و ابتدا

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

hokm2
کاربر ویژه
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
26 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 51
امتياز: 2920
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 26 تير ماه ، 1389 19:57:22    موضوع مطلب: وقف و ابتدا پاسخ همراه با اعلان

وقف و ابتدا

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

hokm2
کاربر ویژه
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
26 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 51
امتياز: 2920
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 26 تير ماه ، 1389 19:57:47    موضوع مطلب: تعريف وقف و ابتدا پاسخ همراه با اعلان

تعريف وقف و ابتدا
وقف و ابتدا، فن با ارزشي است كه با شناخت آن، كيفيت اداي قرائت معلوم مي شود، از اين جهت كه قاري در چه محل هايي بايد وقف كند كه معنا تمـام باشد، و از چـه جـاهايي بايد شروع كند كه معنا را مختل نسازد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

hokm2
کاربر ویژه
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
26 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 51
امتياز: 2920
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 26 تير ماه ، 1389 19:58:16    موضوع مطلب: اهميت وقف و ابتدا پاسخ همراه با اعلان

اهميت وقف و ابتدا
در بيان اهميت اين بحث، بس است كه بگوييم: خداوند، پيامبر اكرم(ص) را مأمور كرده كه آيات قرآن كريم را با «ترتيل» بخواند: «وَرَتِّلِ القُرآنَ تَرتيلاً ». علي (ع) در بيان مراد خداوند در اين آيه، فرمود:

« اَلتَّرتِيلُ مَعرِفَةُ الوُقُوفِ و تَجوِيدُ الحُرُوفِ؛ ترتيل، شناخت محل هاي وقف و نيكو ادا كردن حروف است.»

همچنين از ابن عباس نقل شده است كه گفت:

«اَلوُقُوفُ مَنَازِلُ القُرآن؛ محل‌هاي وقف، منزل هاي قرآن است). توضيح اين كه: در گذشته در بين راه ها، منزل هايي براي توقف كوتاه مدت مسافران تعبيه شده بود كه مسافران در آن جا به استراحت و تجديد قوا مي پرداختند، تا بتوانند بهتر به راه خود ادامه دهند. اگر مسافري در يكي از اين منزل ها متوقف نمي شد، چه بسا توان آن را نداشت كه تا منزل بعدي راه را ادامه دهد و مجبور مي شد كه بين دو منزل در جاي نا مناسبي توقف كند. ابن عباس در اين سخن خود، قرآن را به راه، و قاري را به مسافر، و موارد وقف را به منزل هاي بين راه تشبيه كرده است، به اين معنا كه در قرآن محل هايي مناسب وجود دارد كه قاري مي تواند در آن ها وقف كند و با تجديد نَفَس، به نيكويي به قرائت خود ادامه دهد.

اگر قاري اين محل ها را به خوبي نشناسد و يا در آن ها وقف نكند، چه بسا مجبور مي شود در جاهايي وقف كند كه محل مناسبي نيستند و موجب اخلال در معنا مي شود.

سُلَف صالح نيز به وقف و ابتدا اهميت مي دادند. سيوطي در اين باره مي گويد: اخبار صحيح، بلكه متواتر، حاكي از آن است كه سُلَف صالح، از قبيل: ابو جعفر يزيد بن قعقاع، يكي از شخصيت هاي برجستة تابعين، امام نافع، ابوعمرو، يعقوب، عاصم و پيشوايان ديگر، به آموزش اين فن ، اهتمام زيادي داشته اند.

ابن انباري مي گويد:

«شناخت قرآن، آن گاه به كمال رسد كه شناخت وقف و ابتدايش حاصل شود.»

زكريا انصاري مي گويد:

«محل هاي وقف، مانند منازلي است كه مسافر در آن فرود مي آيد؛ همان طور كه منازل بين راه از جهت خوش آب و هوا بودن و داشتن امكانات متفاوت است، منازل قرآن نيز متفاوت است؛ بعضي تام و بعضي كافي و برخي حسن است.»

و بالاخره آن كه، اين فن نزد بزرگان دانش قرائت تا اين اندازه از اهميت برخوردار است، كه بسياري از آن ها شرط كرده اند كه تنها به كسي اجازة آموزش و تعليم قرآن دهند كه وقف و ابتدا را شناخته باشد؛ و ابو حاتم سجستاني گفته است:

«مَن لَم يَعرِفِ الوقفَ لَم يَعلَمِ القُرآنَ ؛ هركس وقف را نشناسد، قرآن را نشناخته است.»

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

hokm2
کاربر ویژه
کاربر ویژه

وضعيت: آفلاين
26 تير ماه ، 1389
تعداد ارسالها: 51
امتياز: 2920
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 26 تير ماه ، 1389 19:58:59    موضوع مطلب: ضرورت وقف و ابتدا پاسخ همراه با اعلان

ضرورت وقف و ابتدا
ضرورت توجه قاري به وقف و ابتدا را مي توان اين گونه تبيين كرد:

اولاً: براي قاري ممكن نيست مقدار قابل توجهي از قرآن را با يك نَفَس و بدون وقف بخواند، پس لازم است براي تنفّس و استراحت هم كه شده، جاهايي را انتخاب كند تا بر آن ها وقف نمايد.

ثانياً: بر فرض كه كسي بتواند مقدار معيني از قرآن را با يك نفس بخواند، اين امر، يعني وصل همة كلمات به يكديگر، گاهي ايجاد خلل در معنا مي كند و معنايي را به ذهن شنونده مي آورد كه به طور حتم، مقصود خداوند نيست، مانند وصل «اَصحابُ النَّار» به «اَلَّذين يَحمِلُونَ العَرشَ»، در سورة غافر(40) آية 6و7:

«وَ كَذلِكَ حَقَّت كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَي الَّذِينَ كَفَرُوا اَنَّهُم اَصحَابُ النَّارِ؛ اَلَّذِينَ يَحمِلُونَ العَرشَ وَ مَن حَولَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمدِ رَبِّهِم…»

كه اين توهم را ايجاد مي كند كه دوزخيان، عرش خدا را به دوش مي كشند.

از دو امر فوق، اين گونه نتيجه مي گيريم كه اولاً: در يك قرائت طولاني، وصل همة كلمات ممكن نيست، ثانياً: بر فرض امكان، در همه جا وصل صحيح نيست؛ پس وقف بر بعضي از كلمات قرآن، امري اجتناب ناپذير است.

حال اگر وقف بر هر كلمه اي از قرآن جايز باشد، هيچ مشكلي وجود ندارد و قاري مي تواند هر جا نفسش به انتها رسيد، بدون هيچ واهمه اي وقف كند، و در اين صورت شناخت آن چه در علم وقف و ابتدا آمده، ضرورتي نمي يابد، اما چنين نيست، زيرا در بسياري از موارد، وقف بر كلمه اي و يا ابتدا به كلمه اي، موجب فساد معنا مي شود. شما تصور كنيد كسي بر

«اِنَّ اللَّهَ لا يَهدِي» ، «اِنَّ اللَّهَ لاَ يَستَحيِي» ، «لاَالَهَ»، «مَامِن اِلَه» وقف كند و يا از «اِنِّي اِلَهٌ» ، «نَحنُ اَبنَاؤُاْ اللَّهِ» ، «اِنَّ اللَّهَ هُوَ الَمسيحُ» ، «اِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحنُ اَغنِيَاءُ» ، «اِتَّخَذَاللَّهُ وَلَداً»

شروع كند. اين همه فساد معنا كه در موارد بالا و موارد مشابه مشاهده مي شود، ناشي از وقف و ابتداي نادرست است؛ پس نتيجه مي گيريم كه بر هر محلي نمي توان وقف كرد و از هرجايي نمي توان قرائت را آغاز كرد؛ لذا مي گوييم: نه تنها وقف بر كلمات، امري اجتناب ناپذير است، بلكه انتخاب موارد خاصي به عنوان وقف يا ابتدا ضروري است.

حال اگر كسي بگويد: باز هم بر قاري لازم نيست كه علم وقف و ابتدا را بياموزد، بلكه بر رأس آيات وقف مي‌كند كه سنت نيز مي‌باشد، و همان طور كه به اثبات رسيده، وقف بر رؤوس آيات، بيشتر از نوع تامّ يا كافي است، در جواب مي گوييم:

اولاً: بسياري از آيات، طولاني است و نوعاً قاري نمي تواند آن‌ها را با يك نفس بخواند، به ويژه وقتي بخواهد آن را به صورت لحن و تحقيق، قرائت كند. پس در بسياري از موارد، قاري ناچار مي شود جهت تنفس، بين آيات توقف كند. حال اگر در جايي نامناسب توقف كند، باعث خلل و فساد در معناي آيه مي شود.

فرض كنيد كسي در سورة شوري(42) آية 8 :

«وَلَو شَآءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ اُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدخِلُ مَن يَشَآءُ فِي رَحمَتِهِ وَ اَلظَّالِمُونَ مَالَهُم مِن وَلِيٍ وَلاَ نَصيِر»

، بر «الظَّالِمُونَ» وقف كند، در اين صورت، اين توهم ايجاد مي شود كه خداوند، ظالمان را نيز در رحمت خويش وارد مي كند، و يا كسي در سورة رعد(12) آية 35 :

«مَثَلُ الجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ المُتَّقُونَ تَجرِي مِن تَحتِهَا الاَنهَارُ اُكُلُهَا دَآئِمٌ وَ ظِلُّهَا تِلكَ عُقبَي الَّذيِنَ اتَّقَوا وَ عُقبَي الكَافِرِينَ النَّارُ» ، بر«عُقبَي الكَافِرِينَ» وقف كند، با اين وقف، توهم مي شود كه جايگاه كافران نيز مانند پرهيزكاران، در بهشت است.

ثانياً:بر فرض كه قاري بتواند هر يك از آيات را با يك نفس بخواند، در بعضي از آيات، نكاتي وجود دارد كه مستلزم وقف در بين آيات است و حداقل، وقف آن ها نيكوتر از وصل آن هاست، پس نيكو خواندن قرآن اقتضا مي كند كه بر آن موارد وقف شود، مانند موارد زير:

نسبت چند فعل متوالي به موارد مختلف، با يكسان بودن آن ها ، مانند سورة فتح(4Cool آيه 9:

«لِتُؤمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكرَةً وَ اَصِيلاً»

كه مرجع ضمير غايب در «تُعَزِّرُوهُ» و «تُوَقِّرُوهُ» ، پيامبر است، در حالي كه مرجع ضمير غايب در «تُسَبِّحُوهُ» خداوند است؛ پس براي اين كه كسي نپندارد كه آن نيز به پيامبر بر مي گردد، بهتر است بر «تُوَقِّرُوهُ» وقف شود.

خطاب به دو نفر در يك آيه، مانند سورة يوسف(12) آية 29 :

«يُوسُفُ اَعرِض عَن هَذا وَ استَغفِرِي لِذَنبِكِ اِنَّكِ كُنتِ مِنَ الخَاطِئيَن»

كه «اَعرِض عَن هَذَا» خطاب به يوسف و «اِستَغفِرِي لِذَنبِكِ» خطاب به زليخاست؛ پس براي اين كه توهم نشود كه هر دو، خطاب به يوسف است، نيكوست كه بر كلمة «هَذَا» وقف شود.

نسبت دو چيزمختلف به دو موضوع، مانند سورة تحريم(66) آية 4 :

«فَاِنَّ اللهَ هُوَ مَولَيهُ وَ جِبِريِلُ وَ صَالِحُ الُمؤمِنِيَن وَ المَلَئِكَةُ بَعدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ»

، كه «مولا» بودن به خدا نسبت داده شده و «ظهير» بودن به «جبرئيل» و «صَالِحُ الُمؤمِنِينَ» و «ملائكه» نسبت داده شده است. حال اگر بر كلمة «مَوليهُ» وقف نشود، ممكن است توهم شود كه «جبريل» يا «ملائكة» نيز مولاي او هستند.
با اين توضيحات، روشن شد كه اولاً: وقف بين آيات، امري اجتناب ناپذير است، و ثانياً: در هر جايي نمي‌توان وقف كرد، بلكه بايد موارد لازم را شناخت و بر آن ها وقف كرد، تا نه تنها خللي به معناي آيات وارد نشود، بلكه مقصود خداوند به بهترين وجه، گوش شنوندگان آيات نور را نوازش دهد و بر قلب آنان بنشيند.

نكتة آخر در باب ضرورت وقف و ابتدا آن كه، قرآن كريم به دليل ايفاي نقش تربيتي و هدايتي، در هر يك از سور آن، موضوعات مختلفي مطرح مي شود؛ گاهي از عذاب و آتش دوزخ سخن مي رود، گاهي از بهشت و پاداش، گاهي تبشير است و گاهي انذار، گاهي تشويق است و گاهي ترهيب، گاهي از سرنوشت هلاكت بار اقوام گذشته سخن گفته است و گاهي از عاقبت نيكوي پرهيزكاران. اگر بين اين موارد، با وقف فاصله به وجود نيايد، تداخل بين موارد مختلف و گاه متضاد پيش مي آيد؛ در اين زمينه، رواياتي نيز وجود دارد كه پيامبر اكرم(ص) از قول جبرئيل، به مردم اين گونه تعليم مي دهد: «سزاوار است بر آيه اي كه در آن از آتش و عقاب سخن رفته، وقف شود تا از ما بعدش كه درباره بهشت و ثواب است، فاصله افتد»، مانندسوره بقره(2) آيه 81 و82 :

«بَلي مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَ اَحَاطَت بِهِ خَطِيئَتُهُ فَاُولَئِكَ اَصحَابُ النَّارِ هُم فيهَا خَالِدُونَ؛ وَالَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ اُولَئِكَ اَصحَابُ الجَنَّةِ هُم فيها خَالِدُونَ»

كه اولي درباره عذاب اهل جهنم و دومي درباره اهل بهشت و پاداش آن هاست.

همچنين مانند سوره شوري (42)آية 8 :

«لَو شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُم اُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن يُدخِلُ مَن يَشَاءُ فِي رَحمَتِهِ وَ اَلظَّالِمُونَ مَالَهُم مِن وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ»

كه قسمت اول آيه درباره رحمت و قسمت پاياني آيه درباره عذاب است، كه نيكوست بر كلمه «في رحمته» وقف شود.

عوامل مؤثر در شناخت وقف و ابتدا
عواملي چند در شناخت دقيق و درست محل هاي وقف و ابتدا مؤثر است، كه به ترتيب اهميت از: 1. لغت؛ 2. نحو؛ 3. قرائت؛ 4. تفسير.

دانستن«معاني لغات قرآن» اولين شرط براي فهم موارد وقف و ابتداست. كسي كه معناي الفاظ و آيات قرآن را نمي داند، نمي تواند اجزاي مختلف يك آيه را از همديگر بازشناسد؛ به طور مثال، ممكن است كسي در سوره يونس(10) آية 65 :

«وَلاَ يَحزُنكَ قَولُهُم اِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً هُوَ السَّمِيعُ العَلِيمُ»

و در سورة يس(36) آية 76 :

«فَلا يَحزُنكَ قَولُهُم اِنَّا نَعلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَ مَا يُعلِنُونَ»

را بدون وقف بر كلمه «قَولُهُم» بخواند، در حالي كه وقف نكردن بر آن، اين توهم را در ذهن شنونده پديد مي آورد كه «اِنَّ العِزَّةَ لِلَّهِ جَميِعاً» و «اِنَّا نَعلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَ مَا يُعلِنُونَ» ، قول مشركان است، و حال آن كه اين دو عبارت، قول خداوند است و در واقع، بيان علت براي حكم قبلي است، يعني خداوند به پيامبرش مي فرمايد:

سخنان پوچ و بيهوده آنان تو را اندوهگين نسازد، زيرا كه عزت ويژه خداوند است و هر كه را بخواهد عزيز مي كند و نيز بدي هاي آن ها در حق تو از چشم ما مخفي نمي ماند.

«نحو» نيز نقش بسيار مؤثري در شناخت موارد وقف و ابتدا دارد، زيرا بدون شناخت اجزاي يك جمله و نقش هر يك در آن، نمي توان وقف و ابتداي درست را از نادرست تشخيص داد؛ كسي كه نداند درآيه

«وَاِذِابتَلي اِبراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ»

كلمه «رَبُّهُ» فاعل «اِبتَلي» است، ممكن است بپندارد كه «وَاِذا بتَلي اِبرَاهِيمَ » يك جمله كامل، داراي فعل و فاعل و مفعول است و بر آن وقف كند، درحالي كه با اين وقف، بين فعل و فاعل فاصله انداخته است كه وقفي قبيح است.

علاوه بر اين، گاهي اختلاف در تركيب نحوي يك آيه، موجب اختلاف در وقف و ابتداي آن نيز مي شود؛ به طور مثال، «الذي» در سوره ناس(114) آية 4 و 5 :

«مِن شَرِّ الوَسوَاسِ الخَنَّاسِ؛ اَلَّذِي يُوَسوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ»

مي تواند يكي از اين دو نقش را داشته باشد: يا صفت براي «اَلخَنَّاسِ» باشد، و يا خبر براي مبتداي محذوف «هوَالَّذِي» در صورت نخست، وقف بر آن حسن و در صورت دوم، از نوع كافي است.

«اختلاف قرائات» نيز گاهي دروقف وابتدا مؤثر است؛ به طور مثال، درسوره ابراهيم(14) آية 1و2 :

« كِتابٌ اَنزَلنَاهُ اِلَيكَ لِتُخرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَي النُّورِ بِاذنِ رَبِّهِم اِليَ صِراطِ العَزِيزِ الحَمِيد؛ اَللهِ الَّذِي لَهُ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَافِي الاَرضِ»

، اگر كسي بر لفظ «حَميد» وقف كند، بنابر قرائت رفع «الله» كه قرائت نافع و ابن عامر است، اين وقف، تام است و بنابر قرائت بقيه قرا كه «الله» را مجرور خوانده اند، وقف حسن است.

«اختلافات تفسيري» نيز بر وقف و ابتدا بي تأثير نبوده و نيست؛ به طور مثال، درمورد سوره آل عمران(3) آيه 7 :

«وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيْلهُ اِلاَ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ امَنَّابِهِ»

، به نظر كساني كه معتقدند كه راسخان در علم، آگاه به تأويل نيستند، وقف برالله، تام و لازم است؛ و به نظر كساني كه آن ها را نيز آگاه به تأويل مي دانند، چنين نيست.

بنابراين، شناخت كامل معاني لغات و نقش كلمات در جمله، از نظر نحوي و آشنايي با علوم قرائت و تفسير، از عوامل مهم در تشخيص موارد وقف و ابتداست. ابن مجاهد مي گويد:

كسي به طور كامل از عهده شناخت وقف ها برنمي آيد، مگر اين كه نحوي و دانا به قرائات باشد و از تفسير و قصه ها و جدا كردن آن ها از يكديگر و زباني كه قرآن به آن نازل شده آگاهي داشته باشد.

پرسش و تمرين
1. وقف و ابتدا را تعريف كنيد.

2. علي(ع) ترتيل را چگونه معنا كردند؟

3. چرا وقف بر رؤوس آيات، ما را از آموختن قواعد وقف و ابتدا بي نياز نمي كند؟

4. مثال هاي ديگري در قرآن بيابيد كه وقف بر آن ها يا ابتداي از آن ها موجب فساد وخلل در معناي آيه و مقصود خداوند مي شود.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   qquran.ir صفحه اول انجمن -> وقف و ابتدا

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
پاسخ سريع:

Very Happy Smile Sad Surprised Shocked Confused Cool Laughing Mad Razz Embarassed Crying or Very sad Evil or Very Mad Twisted Evil Rolling Eyes Wink Exclamation Question Idea Arrow
                 



افزودن امضاء به مطلب ارسالي (امضاء كاربر در بخش ويرايش مشخصات كاربر قابل تغيير است .)


 

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
وب سايت تخصصي تلاوت قرآن،ابتهال و تواشيح و ...
سايت قاريان قرآن ايران
www.qquran.ir
  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir

کليه ي حقوق سايت محفوظ است و هرگونه کپي برداري بدون ذکر منبع ممنوع میباشد