سايت قاريان قرآن.بزرگترين پايگاه تخصصي قرائت قرآن به زبان فارسي.تلاوت قرآن کریم موسیقی قرآن قرآن و موسیقی تلاوت قرآن قرآن ترجمه قرآن موبایل: تالار گفتمان
qquran.ir :: نمايش موضوعات - تفاوت قاری ایرانی و مصری
zaker کاربر عادی وضعيت: آفلاين 20 ارديبهشت ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 2 امتياز: 810 تشکر کرده: 0 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: دوشنبه، 20 ارديبهشت ماه ، 1389 10:02:07 موضوع مطلب: تفاوت قاری ایرانی و مصری
با تشکر از سایت خوبتون به نظرم باید خیلی از مسائل رو موشکافانه مورد بررسی قرار داد
از جمله اینکه چرا الان چند ساله که داریم در فن تلاوت در جا میزنیم و خودمون رو گول میزنیم که ما از مصریها پیشی گرفتیم؟آخه کدوم قاری نتفر اول بین المللی ما توانایی این رو داره که بخواد از خودش ابتکار جدیدی نشون بده که ارزش مقایسه با کارهای مصریها رو داشته باشه؟
جالب اینه که سیستم مسابقات ما به گفته و اعتراف خیلی از اساتید و داورهای همین مسابقات جوریه که اگر خود اسطوره های مصر بیان و شرکت کنن نمیتونن رتبه بیارند...این یعنی ما نمیخوایم پیشرفت کنیم.
thamen کاربر عادی وضعيت: آفلاين 21 ارديبهشت ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 2 امتياز: 1390 تشکر کرده: 0 تشکر شده 1 بار در 1 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 21 ارديبهشت ماه ، 1389 18:38:43 موضوع مطلب: اکبر القراء
آره من هم قبول دارم این رو.واقعا اگه مصطفی اسماعیل بیاد تو مسابقه ما شرکت کنه بخاطر تجوید آخر میکننش .نه اینکه اون تجویدش بد باشه اون بهترین تجوید رو ارئده میده ولی ما انقدر افراط داشتیم تو تجوید که قاری رو که اسمش رو میزاریم اکبر القرا اونوقت میایم تجویدش رو رد میکنیم و منیگیم باید طبق کتابهای تجوید یا فتواهای اقایون تلاوت کرد.بابا بخدا مصطفی اسماعیل با همون تجویدش اکبرالقرا شده ...چرا این بلا رو یر قاریا میاریم؟
sadafi کاربر خوب وضعيت: آفلاين 9 دي ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 20 امتياز: 10360 تشکر کرده: 6 تشکر شده 0 بار در 0 پست
ارسال شده در: سه شنبه، 28 ارديبهشت ماه ، 1389 07:50:56 موضوع مطلب:
مقاله بسیار جالبی در سایت فرهنگ از آقا وحید درمورد راز جاودانگی تلاوت مصری ها دیدم که با ایشون کاملا موافقم و اون را برای مطالعه ی شما هم میذارم.
بررسی و ریشه یابی آثار جاویدان در تلاوت قران
تا به حال فکر کردید که چی میشه که بعضی آثار هنری جاویدان می مانند؟
برخی آثار پیکاسو در عرصه هنر نقاشی
بعضی از آهنگهای بتهوون
چرا زیاد تخصصی اش کنیم؟توی همین آهنگهایی که خودمون گوش میدهیم چرا بعضی آهنگها را در یک بازه زمانی دراز مدت گوش میدهیم ولی بعضی ها را مقطعی؟
خوب صحبت بر سر جاودانگی یک اثر هنری است و از آنجاییکه قران که سخن خداست و جزئی از ذات ما انسانهاست- اعم از مسلمان و کافر- اینکه جاودانه ترین آثار هنری را بتوانیم در قران پیدا کنیم طز عجیبی نیست.
(خوب البته ممکنه اگه یه نقاش این نوشته منو بخونه تو دلش بگه پیکاسو از شحات و مطصفی و منشاوی یا باسط هنرمند تره و بالاتره اما من به صد دلیل موجه که اینجا مجال بحثش نیست اثبات میکنم که هنرمندترین ها قاریان قران هستند(کمی خودمون را تحویل بگیریم) و قراء مصر گل سر سبد همه قراء و مطصفی اسماعیل و منشاوی و عبدالباسط و رفعت و شحات انور و کامل یوسف و حصان و خلاصه این اکابر فن تلاوت گل سر سبد قاریان مصر)
در مبحث قرائت قران هم مثل بقیه هنر ها بعضی آثار ماندگارترند بطوریکه با گذشت زمان هنوز استماع این تلاوتها سیری ناپذیر هستند
بقیه در ادامه مطلب
تلاوتهایی چون تلاوت ماندگار سوره مریم استاد عبدالباسط محمد عبدالصمدکه پرطرفدار ترین تلاوتهاست و به عقیده برخی بهترین تلاوت تاریخ است(که متاسفانه در مراسمات فاتحه کاربرد زیادی دارد)
تلاوت لقمان- حاقه شیخ القراء استاد مطصفی اسماعیل
مریم-حاقه مصطفی اسماعیل
فاطر-حاقه مصطفی اسماعیل
(پارتی بازی نکنم دیگه از مطصفی بسه)
تلاوت سوره مریم استاد کامل یوسف که آقای مهدی عادلی این تلاوت را بهترین تلاوتها میدونست و البته که تلاوت بسیار ماندگاری است
تلاوت حشر-علق-حمد-بقره استاد محمد صدیق منشاوی که فضای معنوی بی نظیری دارد یا ق-رحمان از همین استاد
قرائت معروف سوره آل عمران استاد محمد اللیثی
فاطر استاد عبدالفتاح شعشاعی
نمل استاد حصان
نجم-قمر شعبان صیاد
انعام شحات محمد انور یا قرائت کهف شمس یا نون-حاقه-معارج از همین استاد
و خیلی از تلاوتهای ماندگار دیگری که الان حضور ذهن ندارم(اینجا اگه حمید فرحناکی بود خوب میتنونست کمکم کنه)
چی باعث شده که این تلاوتها از سایر تلاوتها متمایز باشند؟
شاید در نگاه اول بنظر بیاد که خوب زیباتر تلاوت شده اند دیگه (زیباتر به معنای عام مجلس پسند)اما خیلی قرائتهای مجلس پسندی را شنیده ام که ماندگار نبوده اند واقعا راز ماندگاری آنها چیست؟
در تمام این تلاوتها روح معنوی ای در فضای کل تلاوت حاکم است که در سایر تلاوتها به این صورت حکمفرما نیست
قاری در حین تلاوت این قرائتها همگام با معانی آیات کلام وحی دست مستمع را با خود گرفته و با خود میبرد به به باغ معنوی قران و متناسب با آیات یاد خدا را به او گوشزد میکند و آنچه آنرا ماندگار کرده یاد خداوند است که حی الذی لا یموت است.
تا خدا هست این تلاوتها هم هست و خواهد ماند چون فضای این تلاوتها دل را به خدا دعوت میکند و روح خدا طلب انسان فطرتا از یاد خدا لذت میبرد و آرامش می یابد
من تلاوت معروف حشر-علق-حمد-بقره استاد محمد صدیق منشاوی را که گوش میدهم نمیتونم وارد بحث موسیقیایی و آنالیز نغماتی اش بشوم
شرمم میاد در حین شنیدن فراز های این تلاوت به این فکر کنم که الان وارد چه نغمه ای شد و در چه گامی تلاوت میکند
وقتی که هوالله الذی لا اله الا هو عالم الغیب ...
را می خواند این فراز در مقام نهاوند قرائت میشه به شیوه ای که از نظر فنی بسیار غنی است اما استاد چنان صفات خداوند را زیبا بیان میکند و چنان لطافتی به شیوه خواندش میدهد که ذهن جایی بجز اندیشیدن به صفات کبریایی پروردگار نمیرود
آنچه این تلاوت را ماندگار کرده معنویت حاکم بر فضای کل این تلاوت است و این غنای فنی ابزاری است برای ارائه این هدف.
تلاوت لقمان-حاقه مصطفی که بنظر من یکی از ماندگارترینهای تلاوتهاست
از همون ابتدای سوره لقمان که تلاوت آغاز میشود استاد مستمع را با وصف حال مؤمنان و کفار به گونه ای اخباری آغاز میکند و مستمع را با تلاوت معنوی این آیات با خود به جلو میبرد
تلاوتی که پس از 45 قرائت نه تنها مستمع را خسته نمی کند بلکه او را با خود در یاد خدا وا می گذارد تا رسالت معنوی یک قاری به بهترین نحو انجام شده باشد
درست مانند یک خطیب که بر روی منبر نشسته و برای مخاطبانش خدا را متذکر میشود
خطیبی که وعظ او کلام خود خداوند است و او این کلام را با موسیقی ای معقول و معنوی در می آمیزد و چنان به خورد مستمعینش میدهد که اینگونه جاویدان می ماند
زمانیکه تلاوت میکند:و ما تدری نفس ماذا تکسب غدا( و انسان چمیداند که فردا چه چیزی بدست می آورد ؟ و به قرینه چه چیزی از دست میدهد؟)
منظورش را اینجور که آدمی چمیدونه که فردا چی میشه؟ با همین لحن سوالی موعظه گر تلاوت میکند چنان که گویی حرف میزند همچون یک خطیب.
چه اهمیتی دارد که این چه نغمه ای است؟ و چه گام صوتی است؟
برای مستمع عام اینها اهمیت ندارد
اینهاابزار مصطفی اسماعیل است که با آن شنونده هایش را هیپنوتیزم کند و آیات خداوند را در حین این فعل به آنان متذکر شود
او به دنبال اجرای جواب جواب در هنگام رسیدن به کلمات دارای مد متصل و اوج در الف مدی( مثل من السماء)نیست(مرضی که ما ایرانیها برای به رخ کشیدن ارتفاع صوت خود و جلب توجه داور به آن مبتلا هستیم)
بعضی از قراء مانند عبدالباسط و منشاوی فاکتور معنویت جزء ذات صدایشان است
تلاوت سوره مریم عبدالباسط فارغ از مسائل فنی و مدیریت صوتی تلاوتی است با غنای معنوی و البته مجلس پسند و به قول معرف به این می گن تلاوت
شما از منشاوی هم سراغ ندارید تلاوتی که معنوی نباشه
حتی در تلاوت سوره شعراء که جزو تلاوتهای بسیار فنی استاد از لحاظ غنای صوتی و لحنی است
عنصر معنویت جزو شاکله اصلی تلاوت است و لحن غنی آن در خدمت القاء معانی است.
استاد شحات انور کسی است که من قرائتهایش را زیاد شنیده ام.ایشان علی رغم اینکه خیلی اوقات صدایش آماده نبوده که به علت ضعف جسمانی او بوده ولی خوب صدایش را مدیریت میکند و کارش را خوب انجام میدهد.
تلاوت سوره انعام 94 که از ولقد جئتمونا آغاز میشه اولین تلاوت او در ایران بود که در رشت تلاوت کرد.این تلاوت متعلق به سالها پیش است
شحات انور با این تلاوتش در شهر رشت به عنوان اولین تلاوتش در ایران و برای خیلی ها اولین تلاوتی که از شحات میشنیدند چنان ایرانیها را مسحور خود ساخت که هنوز به عنوان الگویی برای شروع تلاوت به مبتدیان تجویز میشود.
او مثل ما ایرانیها برای مستمعینش که برای اولین بار صدای او و سبک او را میشنیدند استاندارد یک قرائت را در بالاترین کلاس اجرا کرد.
قرائتی که فقط یک فراز با گام بالای جواب جواب داشت( که اگر هم نمیداشت خللی به اصل قرائت وارد نمیکرد)اما چنان فضای معنوی زیبایی را ایجاد کرده بود که مستمع به دنبال جواب جواب نبود.
تلاوت معروف استاد اللیثی که در شاه عبدالعظیم تهران انجام شد در روز شهادت امام موسی کاظم
یکی از اساتید تهران که خدمتشون بودیم یادم نیست دقیقا چه کسی بود تعریف میکرد و میگفت که قبل از تلاوت اللیثی یک مداح اهل بیت روضه خوانی کرد واستاد اللیثی هم به سبب ارادت خاصه اغلب آنان به اهل بیت امام حسین(ع) بسیار گریست و پس ازآن تلاوت سوره آل عمران را اجرا کرد
تلاوتی از همین قاری که با آن فضا تلاوت شده باشد کمتر وجود دارد.
حزنی که در تلاوت اوست مصنوعی نیست از همین جهت بر دل مینشیند.
اللیثی هم مداحی کرد اما نه مدح اهل بیت پیامبر خدا بلکه مدح خود خداوند.
در پس همه این تلاوتها روحیه معنوی خود قاری است که حس معنوی در قرائتش هم هویدا میشود
چرا ما ایرانیها اینگونه نیستیم؟
چرا از ما تلاوتی ماندگار نشده؟
برای من جای تعجب است که ما این تلاوتها را شنیده ایم
همه هم به ماندگاری آنها اقرار داریم
اما به عمل که میرسد کمیتمان لنگ میزند
نظر شخصی من این است که یکی از دلایلش این است که ما مسیر تلاوت را پله پله طی نمی کنیم
شاید چون عجولیم یا اینکه قرائت اینقدر برایمان ارزش ندارد که دروسش را با پیش نیازهایش پاس کنیم درست مثل درس خواندهایمان . من بسیار دیده ام قاری ای که هنوز اصل قرائت را درنیافته وارد مقوله های فنی علم تلاوت شده بدون آنکه مفهوم معنوی خوانی را باور کرده باشد( و در مواردی حتی فهمیده باشد)
از مصطفی چه میداند؟نهاوند در قرائت سوره بقره
وقتل داوود جالوت و آتاه الله الملک و الحکمه
جواب جواب سه گاه(سیکاه) شحات انور سوره انعام
و جعلوا لله شرکاءالجن ......
غیرالمغضوب .... الم منشاوی که در مقام سوزناک خوانده میشود ما به انتقال صوتی او از حجاز به رست توجه میکنیم
حتی بهترین قاریان ما هم در تلاوتها به دنبال جواب جواب و اکتاو دوم هستند متاسفانه
خوب البته قاری که دست مستمع را کرفته و با خود وارد این باغ معنوی شده برای اینکه مخاطبش دستش را از او جدا نکند و او را همراهی کند گاهی به فراخور مجلس متناسب با مخاطبش فرازی را با غنای موسیقیایی بیشتری اجرا میکند اما این بدین معنا نیست که از چهارچوب اصول قرائت خارج شود.تجوید برای آنها ابزاری است برای ارائه لحن زیبا در قالب صوت مدیریت شده و همه اینها در خدمت یک قرائت موعظه گر و معنوی و نتیجتا تاثیر گذار
در مصر ارتباط قاری با مستمع یک رابطه دوستانه است.مستمع برای لذت بردن از قرائت گوش میدهد نه برای اشکالگیری ولی آیا در ایران هم همینطور است.چه باعث شده که ما مخاطبانمان را اینگونه تربیت کنیم؟من فکر می کنم سیستم مسابقات ما ایراد دارد.
حمید شاکرنژاد دوست خوبم می گفت اساتید مصری را که برای داوری تجوید مسابقات بین المللی دعوت می کنند نمره تجوید را اینطوری میدهند که قاری که تلاوت میکند مثل داورهای ما نمره نمی دهند برایش می نویسند: تجوید قابل قبول یا تقریبا قابل قبول
نه مثل ما با اعشار های خیلی ریز
خوب بعضی اساتید ما که خود را در علم از مصری ها هم بالاتر میدانند اینکار آنها را اشتباه و عدم تخصص آنها میشمارند
این فقط به تجوید منحصر نمیشود در علم صوت و لحن
بعضی دیگراساتیدمان که مدعی هستند از مصری ها بیشتر هم حالیشونه
میگویند که اونها چیزی بیشتر از ما ندارند.یکیشون می گفت
فلان قاری مصری که اومده بود ایران اصلا نمی دونست نصف بمل چیه؟
یا نت دو را نمیتونست اجرا کنه
عجم عشیران را تا به حال نشنیده بود
وقتی به او می گفتیم هزام ازدو جنس سیکاه و حجاز تشکیل شده میگفت یعنی چه؟
غافل از اینکه او به دنبال حسن اجرا است و ما به دنبال حسن تشخیص
ما فراموش کرده ایم که تشخیص برای اجراست. او شاید هزام را همان سیکاه بخواند و ما او را به سخره بگیریم که قاری ای در این حد باید این اختلاف جزئی را بداند اما او به دنبال این است که این هزام یا به قول او سیکاه را کجاها باید خواند و با چه حس و حالی؟
هر چند که بعضی اساتیدمان برای این مورد هم فرمول میدهند و می گویند که سیکاه بری آیات شاد است و صبا برای آیات عذاب و غمناک اما در عین حالی که این نظریات هم تا حدی درست هستند ولی صرف فرمول دهی اشان اشتباه است.
ما ایرانی ها اخیرا در همین بحث معنوی خوانی هم ابتکار عمل را به دست گرفته ایم و برایش فرمول بیرون داده ایم و میگوییم مثلا جمله خبری را باید در مقام رصد قرئت کرد یا اینکه
یکی از اساتید میگفت
آکسان و تکیه بیشتر کلمات روی حرف یکی مونده به آخرست.
ممکنه در خیلی موارد اینطور هم باشه ولی من با خود فرمول سازیش مخالفم نه با درست و غلط ضابطه اش
قاری باید یاد بگیرد اگر می خواهد قاری خوبی شود باید برای گوش دادن تلاوت قران وقت بگذارد و هر کسی متناسب با هوش موسیقیای و حس معنوی خودش اصول قرائت را به کمک اساتید فرا بگیرد.
یک استاد میتواند نحوه گوش دادن به یک تلاوت را به شاگردش آموزش دهد اما حق ندارد برای پخته خواندن فرمول بدهد.میتونه طرز نگرش به یک قرائت را به شاگرد یاد بدهد اما نمیتونه حس گرفتن معنوی را آموزش بدهد.قرائت با حرفه بازیگری تفاوت دارد.قاری باید یاد بگیرد اگه می خواهد معنوی بخواند باید معنوی باشد و اصولش را با شنیدن قرائتهای استاندارد مصری فرا بگیرد. توی همین بوشهر خودمان خیلی جاها که من میروم برای قرائت میبینم استعدادهای خیلی خوبی از لحاظ صوتی و ذهنی وجود دارند.کسانی که بستر بسیار فراهمی برای قرائت خوب قران را دارند اما وقتی با آنها راجع به کم کاری آنها در این عرصه صحبت میکنم پاسخ میدهند که ما استاد نداریم.استادی بالاتر از اینهمه نوار قرائت. الان که دیگه دنیای اینترنت همه جا را به یک دهکده جهانی تبدیل کرده دیگه نباید شاهد این پاسخ ها باشیم.من فکر میکنم این چنین کسانی بیشتر به یک محرک روحی نیازمندند تا به یک استاد قرائت.این بحث کمبود امکانات را بعضی اساتید به قول خودشان بزرگ مطرح میکنند تا خودشان را بالا ببرند.من که قبول ندارم.کسی که می خواهد یک قاری خوب بشه از اون استادی که دوست دارد چند تا قرائت را خوب کپی کنه همین. و هر بار مدل خواندنش را بیشتر شبیه اصل قرائت کنه. در مبحث مدیریت صوت هم هر کسی متناسب با بنیه جسمی خودش باید تشخیص درست را بدهد و اینجاها کمی به استاد نیاز دارد تازه اگر بدترش نکنن.(چند سال پیش یکی از اساتید فسیل مغز بالا برای داوری آمده بود به بوشهر و دائم از کمبود امکانات استادی در بوشهر صحبت می کرد و برای ما بوشهری ها اظهار تاسف می کرد از این جهت ولی من برای او اظهار تاسف میکنم که همین ها قرائت ایران را خراب کردند.از همان وقتی که فکر کردند خیلی می دانند و بیشتر از بقیه می دانند.همینها خراب کردند.سیر دادن همه قاریان به یک مدل قران خواندن دستاوردی است که اینها برای قراء ایران به ارمغان آورده اند.)
گوش دادن زیاد و تمرین و ممارست پختگی را به قاری به مرور آموزش میدهد.
باید اجازه بدهیم قاری خود با تمرین اینها را کسب کند.
درست است که وقت زیادی میبرد اما قرائت قران همین است.
استاد نباید ذوق شاگردش را کور کند من فکر میکنم در مصر هم همینطور است. باید وقت گذاشت.
حتی ضعیفترین قاری مصر هم برای قرائت وقت می گذارد
حافظ کل میشود و بعد اصول قرائت را پله پله می آموزد
به همین دلیلی است که
بدترین قاری مصر هم که از لحاظ اشراف به نغمات و الحان از خیلی ماها پایین تراست بهتر از بعضی از بهترینهای ما تلاوت میکند.
من نمی دونم چرا ما دائم هدف را گم میکنیم و کج و کوله میرویم.
خیلی هامون که خوب نمی خوانیم ولی فکر میکنیم عالی هستیم.
بعضی از قاریان خوبمان هم که خوب کار کرده اند و گاها تلاوتهایی می کنند در حد مصری ها به دنبال ارائه سبک جدید هستند که خود را صاحب سبک معرفی کنند
آخر به چه قیمت؟
به دنبال مرید هستند و شهرت
چرا با قرائت قران مثل عرصه موسیقی برخورد میکنیم؟چون وقت زیادی صرف کرده ایم و حقمان است که معروف شویم؟نمی دانم چرا ولی این ایرادی است که به خیلی از ما قراء وارد است والبته بعضی اوقات کم توجهی مسئولان امر باعث این تغییر هدف میشود اما علی ای حال موجه نیست.
می پذیرم که عرصه قرائت قران در ایران خیلی مظلوم است. یک قاری قران در مصر وجهه بسیار بالایی دارد.حاج آقای شاهمیوه که از مصر اومده بود وقتی عکس های دیدارش را با استاد عبدالفتاح طاروطی به من نشان میداد به جرات میتوانم بگویم خانه طاروطی یک قصر مجلل بود و میگفتند که در شهرشان بسیار محبوب و پرطرفدار است.اما در ایران واقعا اینگونه است؟
حامد یا حمید شاکرنژاد که اینقدر وقت برای قرائت قران صرف کرده اند اگر در مصر بودند این وضعیت را داشتند؟من فکر میکنم که خیلی مرفه تر بودند
حتی بقیه قراء بین المللی هم اگر به اینجا رسیده اند به این علت بوده که عاشق قرائت بوده اند نه جاه طلبی در عرصه شهرت.کلا کسی که به دنبال شهرت است و محبوبیت باید اینرا بداند که عرصه قرائت قران میدان خوبی برای او نیست.
میتواند با زحمت بسیار کمتری فقط با زیر پا گذاردن بعضی اصول وارد عرصه موسیقی شود و وقتش را در آنجا صرف کند بسیار موفقتر از هنر تلاوت قران موفق خواهد بود. بطور کلی
ما قاریان ایران باید در قیاس با قاریان مصر دو چیز را بپذیریم:
اول اینکه ما صدای مصری ها را نداریم و در اغلب قریب به یقین ما بنیه جسمی آنها را هم نداریم که در تلاوت قران خیلی موثر است
دوم اینکه ما مخاطبانمان مصری نیستند و این در بسیاری موارد دلسرد کننده است.
ضمنا خیلی از قاریان ایران از لحاظ ذهنی با فرهنگ موسیقی تلاوت عرب بیگانه هستند و در بسیاری از موارد از لحاظ ذهنی نمیتوانند خود را با آنها تطبیق دهند و این هزینه بیشتری را به آنها تحمیل میکند.
در کل من فکر میکنم ما باید بیشتر گوش بدهیم
باید بهتر گوش کنیم
اما نه با استرس و به هدف مسابقه و جلب رضایت داورها
من مشکلم با جلب رضایت داورها در قسمت استرس زای آن است نه ابعاد محتمل دیگر
من قبول دارم که قرائت قاریان ایران قوی تر شده به نسبت سابق
اما همچنان اختلاف فاحش تلاوتهای ما با مصری ها که استاندارد قرائت را اجرا می کرده اند این است که تلاوتهای ماندگار آنان دارای یک روح معنوی حاکم بر کل قرائت بوده است که در تلاوتهای ما ایرانیها نیست و دلایلی که قبلا گفتم هم از عوامل اصلی این اختلاف است.متاسفانه ما حتی معنوی خوانی امان هم مصنوعی است.یکی از دلایل این است که قاری در ایران اینگونه آموزش میبیند که باید برای داور بخواند نه برای مخاطب و مستمع.به همین دلیل است که ما وقتی برای قرائت در محفلی مردمی دعوت میشویم فضای جدیدی را حس و تجربه میکنیم که در مسابقات نیست. قاری دوست دارد به مستمعینش نزدیک باشد نه اینکه بر روی یک سن یزرگ با ارتفاع 4 متر بنشیند و ارتباطش با مستمعینش صفر باشد.فضا باید برای قاری طوری باشد که استرس به حداقل برسد.شاید مجریان فکر میکنند که یک قاری مانند یک خواننده باید بالای یک سن قرار بگیرد و بنوازد ولی همان خواننده هم آهنگ از پیش تعیین شده اش را با گروه موسیقی اش که او را کمک میکنند و هر کدام برای او وزنه روحی ای هستند می خواند .آیا وضعیت یک قاری هم همینطور است؟این غلط است و همین مورد یکی از دلایلی است که سبب سیر نزولی قرائت قران در ایران شده علی رغم تبلیغاتی که گاها بیشتر شده است.هر چه فضا صمیمانه تر بشود بهتر است نه مفصلتر و مجللتر
من فکر می کنم علت دیگر این است که روح ما با فضای تلاوت عجین نیست
تلاوت جزئی از زندگی ماست نه ما جزئی از دنیای تلاوت
خیلی وقتها می خواهیم میانبر بزنیم و این اشتباه است و بسیاری از قاریان خوب ما خیلی زود خود را در مقام استادی میبینند و شروع به ارائه نظرات میکنند.چه بسیار اساتیدی را میشناسم که با راهنمایی های اشتباهشان و گاها مستبدانه اشان ذوق یک قاری با استعداد را کور کرده اند و قاری ای که میتوانست خیلی بالا باشد الان فقط یک قاری است که در مسابقات فقط مقام می آورد و جز یک مدل مسابقه ای در ذهنش با نوع دیگری از تلاوت آشنایی ندارد و به دنبال آن هم نیست.
من برخی از قراء بین المللی خودمون را میشناسم که با همین میانبرهایی که اساتید به آنان یاد داده اند به بالاترین مقامهای قرائت رسیده اند ولی واقعا قرائتهایشان قابل گوش دادن نیستند.
شاید بهتر باشد ما به جای اینکه فراز به فراز تلاوتها را آنالیز کنیم نگاهمان را دور تر برده و به فضای کلی یک تلاوت نگاه کنیم.یاد بگیریم که حتی زمان مکث بین فراز ها هم روی برنامه خاصی است.و همه اینها را در خدمت معنوی خوانی تلاوت به کار بگیریم.کاش یاد بگیریم که به عنوان یک قاری باید قطعه ای را که قصد خواندن داریم از حفظ باشیم تا تمرکزمان را بر روی القای معانی متمرکز کنیم نه بازی با پرده ها برای ایجاد یک ترکیب لحنی بدیع.البته تا زمانیکه سیستم قرائت ایران با همین سیستم همینطور مسابقه ای پیش میرود قاریان ما همگی به کلیشه ای خواندن ادامه خواهند داد و این مشکلات که مبتلا به خود شخص بنده هم هست پابر جا خواهد بود.
در انتها من فکر می کنم دنیای قرائت قران خیلی بزرگتر است از این چیزی که ما ایرانیها میبینیم و برای یکدیگر تجویز میکنیم و بنظرم مخاطبان ما هم در ایران(به نسبت مخاطبان و مستمعین قاریان مصر) در پیدایش اینگونه تفکر بسیار دخیل بوده و هستند که البته اگر ریشه یابی کنیم آن هم تقصیر خودمان است که با سبک ویژه ای از تبلیغات آنها را اینگونه پرورش داده ایم.
(ضمنا یکی از اساتید بزرگ حرف مرا که بنیه جسمی قاری در تلاوت موثر است نپذیرفت اما من هنوز هم به این اعتقاد دارم و بازم میگم که یکی از رموز برتری مصری ها به ما همینه حامد و حمید شاکرنژاد هم تایید میکنند)
این هم مثل بعضی چیزهای دیگمون تو این مملکت باید درست بشه!
پس منتظر می مانیم
منتظر آمدنش که بیاد و دگرگون و آباد کند همه چیز را
و این را هم.
یا مهدی.
culture.mihanblog.com